21 سپتامبر 2009 - به قلم دانيل كوتس, چارلز راب و چارلز والد - تاريخ بدگماني را نسبت به تمايل جديد كشف شده ايران براي مذاكره توصيه ميكند. ديپلماتهاي غربي معمولاً با دست خالي از اين نوع گفتگوها بيرون آمدهاند. با اين حال ما معتقد هستيم كه گفتگوهاي 1 اكتبر يك فرصت مهم براي فاش كردن مقاصد تهران و براي رئيس جمهور جهت متقاعد كردن ساير كشورها نسبت به ضرورت تحريمهاي شديدتر است.وزير خارجه هيلاري كلينتون گفته است كه اهداف اين دور اخير گفتگوها بايد ”ملاقات و توضيح دادن رو در رو به ايران در مورد انتخابهايي باشد كه ايران دارد.“ تهران بارها همان انتخاب بد را كرده است: استفاده از وعده تعامل ديپلماتيك براي به تاخير انداختن و سست كردن فشارهاي بين المللي.
ما زمان كمي براي صرف كردن روي تاكتيكهاي وقت كشي ايران داريم, اگر به واقع هدف از اين پيشنهاد همين باشد...
اگر قرار است ديپماسي موفق بشود, آمريكا نميتواند به ايران اجازه بدهد تا شرايط تعامل را به آن ديكته كند. موافقت با يك استراتژي واقع گرايانه با شركاي ما دست كم به اندازه آن چه در ميز مذاكره گفته ميشود اهميت دارد. همان طور كه ما در گزارشهاي پيشين در اين صفحه استدلال كرديم, لازمه ديپلماسي موفق با ايران ابتدا ”ترسيم يك پايه قوي استراتژيك“ اتحاد و اهرم سازي است. تا زماني كه ايران فعاليتهاي غنيسازي را تعليق نكرده است, آمريكا و شركاي آن بايد مذاكرات را به يك چارچوب زماني مشخص محدود كنند. اگر پيشرفت معتبري در آن زمان وجود نداشته باشد, ما بايد آماده كناره گيري از ميز مذاكره باشيم. در غير اين صورت, تهران ميتواند گفتگوها را به شكل پايان ناپذيري كش بدهد در حالي كه سانتريفوژهاي آن به چرخش ادامه ميدهند.
يك شرط كليدي ديگر براي موفقيت مذاكرات ايجاد اهرم [فشار] روي ايران است. بهترين حالت اين است كه در جلسه جي 20 اين هفته و زمان قبل از گفتگوها, براي توسعه تحريمهايي كه بخشهاي مالي و انرژي ايران را هدف قرار داده است, و همچنين شركتهاي خارجي كه با آنها تجارت دارند فشار آورده شود...
متاسفانه اشتهاي بينالمللي كمي براي تحريمهاي شديدتر وجود دارد...
با اين حال هدف اوليه رئيس جمهور اوباما در حين و پس از مذاكرات بايد كسب حمايت بين المللي براي تحريمهاي شديد باشد. گرچه شرايط هنوز روشن نيست, ولي ما اميدواريم كه تصميم گيري اخير دولت براي كنار گذاشتن توسعه دفاع موشكي طراحي شده در لهستان و جمهوري چك با تصميمهاي روسيه در مورد ايران ربط داشته باشد؛ در غير اين صورت, اين ميتواند اهرم ما در برابر روسيه و همچنين ايران را به نحو قابل توجهي تضعيف كند...
اگر روشن بشود كه اين گفتگوها مانند مذاكرات گذشته , بي نتيجه با پايان خواهد رسيد, انكار محدوديتهاي تعامل و ضرورت اقدامات سختتر امر دشواري خواهد شد. ما نبايد اين روند را با پيشرفت اشتباه بگيريم (We must not mistake process for progress. ).
در صورت شكست جامعه بينالمللي براي حمايت از تحريمها حتي در چنين شرايطي, باز هم كار بسياري وجود دارد كه آمريكا ميتواند براي فشار روي تهران انجام بدهد. ميتواند به آمادهسازيهاي تمام عيار نظامي, مانند فرستادن گروههاي ناو جنگي بيشتر به خليج فارس يا انجام مانورهاي نظامي در منطقه اقدام كند. اين بايد به تهران قيمت ادامه مخالفت را نشان بدهد و رهبران اروپايي را ترغيب كند كه آنها با خودداري از اتخاذ اقدامات شديدتر جنگ مسلحانه را محتملتر ميكنند.
اگر همه چيز ديگر با شكست روبرو بشود, كاخ سفيد بايد در اوايل 2010 در نظر گرفتن گزينه نظامي را افزايش بدهد. اين الزاماً نبايد يك حمله را شامل بشود. يك مسدود كردن با نيروي دريايي ميتواند به تضمين موثر بودن تحريمهاي پيشنهاد شده, مانند ممنوعيت ورود بنزين كمك كند. سر انجام, يك حمله به رهبري آمريكا, گرچه مخاطره آميز, ولي آخرين راه حل است.
گفتگوهاي ماه آينده شايد يكي از آخرين فرصتها براي حل ديپلماتيك تهديد پيچيده شونده هستهيي ايران باشد. اگر ايران تصميم بگيرد كه بار ديگر چنين فرصتي را از دست بدهد, رئيس جمهور اوباما چارهيي نخواهد داشت مگر اينكه به وعده ماه فوريه خود براي ”استفاده از تمامي عناصر قدرت آمريكا جهت جلوگيري از توسعه يك سلاح هسته يي توسط ايران“ پايبند باشد.








0 نظرات:
ارسال یک نظر
برای ارسال نظر : بعد از نوشتن نظرتان در انتخاب نمایه یک گزینه را انتخاب کنید در صورتی که نمیخواهید مشخصات تان درج شود " ناشناس" را انتخاب نموده و نظر را ارسال کنید در صورت مواجه شدن با پیغام خطا دوباره بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
مطالبی که حاوی کلمات رکيک و توهين آمیز باشد درج نميشوند.