حسین علایی، سردار دیروز میدان نبرد با دشمن، که چند صباحی است سلاح قلم بر دست گرفته و هر از گاهی مطلبی می نویسد، روز گذشته بار دیگر با اتکاء بر سلاح جدید اش، زوایای پنهان قتل محسن روح الامینی را، البته از زبان پدرش به رشته تحریر در آورد. اطلاعاتی که او منتشر کرده از اصل خبر تکان دهنده تر است.
یادداشت او را سرج الدین میردامادی خبرنگار ایرانی مقیم فرانسه در وبلاگ اش منتشر کرده و آورده است که این مطلب برای نشریات داخلی به رشته تحریر در آمده، ولی چون نشریات داخلی آن را منتشر نکرده اند، آن را در وبلاگ اش درج کرده است.
علایی قصه تلخ شهادت محسن را از زبان پدرش اینگونه نقل کرده است:
"بر اساس اطلاعات دریافتی این دوروزه، محسن را در روز پنج شنبه 18 تیرماه، افراد لباس شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز جمعه 19 تیرماه آنها را با تعدادی اتوبوس به دو مقصد زندان اوین و اردوگاه کهریزک منتقل می نمایند. من از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هرکدام از خود سلب مسؤلیت می کردند. دو هفته را اینگونه سپری کردم، به هرکجا سر می زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبرو می شدم. تا اینکه دلالی پیدا شد و گفت اگر 4 میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی(ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد."
او ادامه می دهد:
" از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آنکه دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت، شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی دهد. او به من گفت به شما تسلیت عرض می کنم. من فکر کردم که می خواهد بلوف بزند و مرا بترساند، بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم را می دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم. مشخص شد که فرزندم را وقتی که گرفته اند مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده اند.
جنازه اش را که دیدم متوجه شدم که دهانش را خرد کرده اند. فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمی گفت. مطمئنم هرچه از او سؤال کرده اند، درست پاسخ داده است. آنها احتمالاً نتوانسته اند، صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت، کتک زده و زیر شکنجه کشته اند."
او در ادامه می گوید:
" با عنایت مسؤولین، پرونده پزشکی او را مطالعه کردم، محل فوت او را لاک گرفته بودند. مشخص شد که بعد از مجروح شدن، به او نرسیده اند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای 40 درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است. او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهول الهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنج شنبه جسد او را به سردخانه تحویل می دهند. آنها، پس از یک هفته، ما را در جریان قتل فرزندم، قرار دادند. برای تحویل جسد، از ما تعهد گرفتند که شکایتی از کسی نداریم. ابتدا اجازه تشییع جنازه در جلوی منزل نمی دادند و بهانه می آوردند که خانه شما، نزدیک دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه است و ممکن است مردم به آن بپیوندند و مشکلاتی ایجاد شود، من گفتم که وقت برگزاری نماز جمعه هنگام ظهر است و ما صبح او را تشییع خواهیم کرد و وقت زیادی نخواهد گرفت و با نماز جمعه تداخل ندارد. بالاخره با تعهد من و آقای ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما که افراد زیادی مطلع نخواهند شد و افرادی هم که خواهند آمد همه طرفداران نظام هستند، با این شرط که تشییع در جلوی منزل زیاد طول نکشد و بجز لا اله الا الله شعار دیگری داده نشود، اجازه دادند تا مراسم تشییع برگزار شود."
پدر، نقل قولی هم از مادر محسن دارد، او خاطر نشان می کند: "مادرش از لحظه اول اطلاع از مرگ فرزند، فقط میگفت: محسن من که رفت، به فکر محسن های مردم باشید." پیام مادر محسن، وقتی با خبری که او از آقای لنکرانی وزیر بهداشت نقل می کند حاوی خبر تکان دهنده دیگری است. پدر محسن می گوید: "دیشب آقای لنکرانی وزیر بهداشت برای تسلیت به منزل ما آمده بود، می گفت: به خاطر مبارزه با بیماری های عفونی و مننژیت در زندانها، ظرف این چند روز، بیش از دو هزار آمپول پنی سیلین بسیار قوی و آمپولهای ضد مننژیت به زندان های تهران فرستاده ایم. با گفتن این جمله، نگران وضعیت سلامت سایر زندانیان سیاسی شدم."
نگرانی پدر و مادر محسن از وضعیت سلامت سایر زندانیان سیاسی با خبری که وزیر بهداشت می دهد چقدر جدی است؟ 2000 آمپول پنی سیلین بسیار قوی و آمپولهای ضد مننژیت برای چند بیمار فرستاده شده است؟ عامل بیماری مننژیت چیست؟ اینها سوالاتی است که بی درنگ ذهنم را مشغول می کند، تلفن را بر می دارم به یک متخصص بیماری های عفونی دانشگاه هاروارد تماس می گیرم و سوالات ام را مطرح می کنم، او اینگونه پاسخ می دهد: "مننژیت عفونت یا التهاب لایه های محافظ پوششی مغز و نخاع است که به دو علت بروز می کند. علت اول، ورود عامل عفونی به فضای داخل جمجمه و نخاع است و عامل دوم، پارگی لایه های مننژ در اثر تورما یا ضربات مغزی است. بنابراین نوع اول می تواند ناشی از ویروس یا باکتری باشد و نوع دوم در اثر آسیب های ضربه ای به مغز و نخاع. لذا وقتی برروی کسی مارک مننژیت گذاشته می شود باید مشخص شود از نوع باکتریال (عفونی) است یا ناشی از صدمات و آسیب های ناشی از ضربه های مغزی است.
این متخصص دانشگاه هاروارد می افزاید: "اگر خبر نقل شده از سوی وزیر بهداشت صحیح باشد و تشخیص آنها مننژیت از نوع عفونی باشد، معنی آن این است که در زندان اوین بیماری مننژیت عفونی، اپیدمی شده است و ارسال 2000 آمپول پنی سیلین و آمپول ضد مننژیت از احتمال درگیر شدن 100 تا 300 زندانی به این بیماری حکایت دارد. اما نکته این است که چنین چیزی نمی تواند واقعیت داشته باشد چراکه سالهاست بیماری مننژیت عفونی کنترل شده و کمتر چنین بیماری ای رخ می دهد. لذا باید اظهارات وزیر بهداشت را با آنچه در خیابانهای تهران به تصویر کشیده شده، منطبق دانست، یعنی بیماران مبتلا شده با مننژیت، کسانی هستند که زیر باتوم سرکوبگران، دچار صدمه و آسیب جدی شده اند."
به گفته این پزشک متخصص، با توجه به سابقه قتل زهرا کاظمی در زندان اوین، باید از سازمان پزشکی قانونی خواست که با معاینه دقیق شهداء، گزارشی واقعی از علت مرگ بازداشت شدگان به مردم و رسانه ها ارائه کنند، تا روشن شود عامل گسترش بیماری مننژیت در زندان اوین، عفونت است یا ضربات باتوم سرکوبگران. هر چند نمایش ضرب و شتم جوانان در خیابانهای شهر و اخبار رسیده از شکنجه بازداشت شدگان در داخل زندان، تردیدی باقی نمیگذارد که شدت ضربات جان بسیاری را به خطر انداخته و خبرهای تلخ دیگری در راه است و باید تا دیر نشده کاری کرد."








1 نظرات:
elahi ke done doneye shoma shekanjegaraye vahshiiiiiiiii berin paye choobeye dar.....kesafaye ashghal
ارسال یک نظر
برای ارسال نظر : بعد از نوشتن نظرتان در انتخاب نمایه یک گزینه را انتخاب کنید در صورتی که نمیخواهید مشخصات تان درج شود " ناشناس" را انتخاب نموده و نظر را ارسال کنید در صورت مواجه شدن با پیغام خطا دوباره بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
مطالبی که حاوی کلمات رکيک و توهين آمیز باشد درج نميشوند.