او را با استفاده از دفترچه بیمه شخص دیگری به بیمارستان بردهاند و وضعیتش پزشکان را بسیار متأثر کرده است. این جوان میگوید که در آغاز با گفتن این که بچهپررو هستی و رویت را کم میکنیم، به او تجاوز شده و بعد یکی از تجاوزگران با گفتن اینکه از او خوشش میآید، چندین بار دیگر و در سلول انفراندی به او تجاوز کرده است.
البته میدانیم که این روش تنبیهی ویژه ایران نیست و در تمام دنیا سابقه دارد. اما در ایران این مسأله دارای سابقه تاریخی ترسناکی است. روشن نیست که چرا گروهی نامرد دچار این توهم هستند که اندام باروری آنان در حقیقت نوعی سلاح است که آن را علیه همجنس خود به کار میاندازند.
بر طبق اسناد تاریخی، چنگیزخان مغول هر خانی را که شکست میداد، در مراسمی آیینی مورد تجاوز قرار میداد. از آن لحظه به بعد این خان به نحوی به یکی از همسران چنگیز تبدیل میشد. پس در حقیقت متوجه میشویم که در این نوع روش اندیشه به طور کلی عمل جنسی خواسته ناخواسته نوعی «تجاوز» محسوب میشود.
بر این باورم که این کار در ایران گستره زیادی دارد؛ به طوری که منجر به ابداع اصطلاح «زن ریشدار» شده است. چنین به نظر میرسد که برای له کردن شخصیت مرد، این نوع تجاوز مرسوم بوده است. آغامحمدخان قاجار برای خرد کردن شخصیت لطفعلیخان زند دستور داد تا جمع کثیری از لشکریانش به او تجاوز کنند.
این جوان میگوید در فاصله زمانی که به او و چند نفر دیگر تجاوز شده، بحثی میان مورد تجاوز قرار گرفتگان صورت گرفته که آیا این عمل آنها را از شخصیت تهی کرده و یا صرفاً باید آن را نوعی شکنجه تلقی کرد. اما بعدتر شرایط روحی او به گونهای تغییر کرده که دچار احساس خودکشی شده است.
و اکنون این پرسش به میان میآید که این نیروهای متجاوز چه کسانی هستند؟ بحث اصلی و اساسی این است که در اذهان گروه قلیلی از این اوباش به راستی این معنا خانه کرده که مردم نوعی گوسفند هستند.
یک جوان سنتگرای پاکستانی در هنگام بحث درباره زنان چنین اظهار فضل کرده که میان زن و عروسکهای ساختهشده برای عملیات جنسی هیچ نوع تفاوتی نیست. جای هر دوی آنها خانه است.
تجاوزگران شیرازی نیز بر این پندارم که آزادی را فقط برای گروه قلیلی طالبند و اکثریت مردم را عوام دانسته و با گوسفند برابر میدانند. در نتیجه تجاوز نیز امری عادی تلقی میشود.
بر این گمانم که جامعه ما نیازمند یک غسل روحی است تا بتواند خود را از شر چنین افکار پلیدی رها کند. جنگی که امروز در جامعه جاری است، عبارت میشود از تزریق ضرورت برابری و آزادی در اذهان آن دسته بیماری که به راستی باور کردهاند باید به جای همه بیندیشند. اینان هستند که دستور تجاوز را صادر میکنند. لابد با این استدلال که سوسولها را باید ادب کرد. اینان همان کسانی هستند که زن را نیز نوعی کالا تلقی میکنند.
نگاهی بیندازیم به روش حرف زدن در ایران. بخشی از مردان برای عمل جنسی از اصطلاح «کردن» و «شدن» استفاده میکنند؛ که به طور دقیق حالت تجاوز در پس و پشت این فعلها پنهان شده است. این در حالی است که اصطلاح درست برای این عمل «دادن» است و «گرفتن.»
احتیاطاً پیشینه این حالت تجاوز کردن به آغازینه عصر پدرسالاری بازگشت میکند. باز در بررسی میدانهای اساطیری به این نتیجه میرسیم که پدرسالار به راستی از خود تصور خدایوارهای در ذهن دارد و دیگر مردمان را بنده و برده میداند. او به راستی بر این پندار است که عمل آفرینش در ارتباط تنگاتنگ با عضو جنسی او و تنها اوست.
از آنجایی که او در توهمات خودآفرینندهبینی غوطهور است، بقیه مردم، اعم از زن و مرد بندگان دستنشانده او هستند. به آنها میشود تجاوز کرد؛ چون انسان نیستند. کوچک و حقیر هستند. عمل دزدیدن آرا که در ایران انجام شد، ریشه در همین توهمات پدرسالارانه دارد.
گرچه دانش امروزین ما نشان میدهد که نقش اوول یا به اصطلاح تخمک درست برابر با نقش اسپرم است، اما هنوز هم در اندیشه عوامانه این دسته از مردمان قدرت آفرینش در کف باکفایت پدرسالار است.
اما داستان تلختر از آن است که بتوان تصور کرد. در روش تولید «زن ریشدار» نوعی فلسفه تلخ و دردناک نیز نهفته است که باز در بررسی اساطیر قابل درک میشود.
در حدود چهار هزار سال پیش مسأله حذف زن در دستور کار پدرسالار منطقه خاورمیانه قرار گرفته است. اما پس از آن که «تیامات» مادر هستی را به نحو دردناکی کشته و از درون اندامهای مرده او آسمان و زمین و تمامی موجودات زنده را به عنوان ملک ابدی پدرسالار بیرون میکشد، این توهم را جای میاندازد که چون اینان مرده هستند، پس به او تعلق دارند.
اینک زن را حذف کرده؛ اما برای بازی در درون اجتماع به یک «زوج هماهنگ» نیاز دارد. در نتیجه مشروعیتی برای تجاوز به مردان، به قصد تربیت «زن ریشدار» ایجاد میشود.
اوج این حالت همان عملی است که چنگیز انجام میداد. یعنی تجاوز به مردی که خود به عنوان خان نمایندگی گروه قابل تأملی مرد دیگر را به یدک میکشد. روشن است که اگر چنگیز به خان تجاوز کرده، لاجرم لشکریان او نیز به مردان قبیله مغلوب تجاوز کردهاند. بدین ترتیب با انجام عمل تجاوز، مردان را از زینت مردانگی تهی میکنند.
البته پاداشی برای این دسته مردان نیز در نظر گرفته شده که اولاً به نوبه خود به مردان و پسران دیگران تجاوز کنند و ثانیاً به هر یک از آنها شیء بیجانی که به طور اتفاقی حرف نیز میزند، یعنی حداقل یک زن را هدیه میدهند.
حالا اگر زبان این موجود بیجان تلقیشده را ببرند، در زمانهایی که نیاز به طرح پرسشی از این زن هست، او قادر به جواب دادن نخواهد بود. پس به طور معمول پوزهبندی را که در فرهنگهای مختلف منطقه ما شکل آن با یکدیگر تفاوتی جزیی دارد، به دهان او میبندند. این شیء جاندار هدیهای است که پدرسالار جلوی «زن ریشدار» پرتاب میکند.
بدین ترتیب تاریخ ما عبارت میشود از کتک خوردن ترسناک زنان - این اشیای پذیرای ضربت - و تنبیه مداوم کودکان، این اشیای جاندار آینده از دست زن ریشدار که کینه و نفرت خود را از تجاوزی که بر او وارد آمده، از کوچکتر از خود میگیرد.
اکنون ما در آستانه زمانی هستیم که باید به هر نحو که شده، جلوی این تجاوزات گرفته شود. نخستین کار مهم این است که زنان را از وضعیت رقتبار «زن ریشدار» آگاه کرد و به آنان تفهیم کرد که موظف هستند به این شخصیت پر از جراحت و مملو از نفرت احترام بگذارند و در بازسازی شخصیت او بکوشند.
اما پدرسالار متجاوز باید به نحو خشنی مورد تنبیه قرار گیرد. شاید بهترین روش تنبیه این باشد که اورا از لذت جنسی محروم کنند. این برای زمان کوتاهی لازم است تا پدر سالار به خود آید و متوجه شود مدتهاست که عصر انسان ابزارساز آغاز شده است.
این انسان ابزارساز در مقطع چهار هزار سال پیش، دقیقاً به این علت که ابزارساز بوده، مورد یورش قرار گرفته و «بنده» و «برده» شده است و همیشه مورد تجاوز بوده است. اکنون پیشنهادم این است. متجاوز را از لذت تجاوز محروم کنید.
شهرنوش پارسیپور
http://www.shahrnushparsipur.com/








0 نظرات:
ارسال یک نظر
برای ارسال نظر : بعد از نوشتن نظرتان در انتخاب نمایه یک گزینه را انتخاب کنید در صورتی که نمیخواهید مشخصات تان درج شود " ناشناس" را انتخاب نموده و نظر را ارسال کنید در صورت مواجه شدن با پیغام خطا دوباره بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
مطالبی که حاوی کلمات رکيک و توهين آمیز باشد درج نميشوند.