كوچه ي بسته
دست هاي لرزان از حس انتقام خون آزادي
از هسته هاي ايستادگي
شبنامه هاي پايداري در راه
سازمان فتح فردا
كسي "ندا" مي زند برخيز
به روي دستانت بگير اين نبض بي جان را
به جان زندگان اميد را باز آر
كسي ديگر از اين راه رفته بر نمي گردد
به بن بستي رسيده دشمن ات اما
به ياد آر فردا
بدون طرح روشني در پيش
جز سرابي از خون نخواهد بود
.
قاصدك








0 نظرات:
ارسال یک نظر
برای ارسال نظر : بعد از نوشتن نظرتان در انتخاب نمایه یک گزینه را انتخاب کنید در صورتی که نمیخواهید مشخصات تان درج شود " ناشناس" را انتخاب نموده و نظر را ارسال کنید در صورت مواجه شدن با پیغام خطا دوباره بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
مطالبی که حاوی کلمات رکيک و توهين آمیز باشد درج نميشوند.