اعلام نتایج دهمین دوره نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری در 23 خرداد، با اعتراض فوری مردم خشمگین در خیابانهای تهران و در دانشگاهها پاسخ گرفت. این موج اعتراضی با سرعت زیادی به شهرهای بزرگ ایرا ن سرایت کرد. این تظاهرات و راهپیمائی ها، عکس العمل مستقل مردم در مقابل دولت بود. حرکتی بود خارج از دایره کنترل و حیطه اختیار جناحهای درون حکومت و شعارهای رادیکال اش هر دو جناح اصولگرا و "اصلاح" طلب دولت اسلامی را بوحشت انداخت. نیروهای انتظامی و بسیج و پاسدار و مزدوران لباس شخصی که تحت نام "مانوراقتدار"در حال آماده باش بودند در هماهنگی با هم به مردم حمله کردند.
روز بعدش، یکشنبه 24 خرداد، احمدی نژاد در مراسم جشن پیروزی خود با حمله به مردم و با "خس و خاشاک" نامیدن تظاهر کنندگان روز اول حمله نیروهای بسیج و سپاه به مردم را ستود و گفت آنها مردم نبودند و مردم در اینجا و در این مراسم است. در ادامه سخنانش به اصل اسلامی بودن دولت و اجرای پیگیرانه قوانین مذهبی بر کشور تاکید مجدد نمود. در قسمت دیگری از سخنانش بر دیکتاتوری خشن تر و کار ساز بودن سیاست های اصولگرایان برای تضمین و بقا حکومت اسلامی و از عدم کارائی جناح "اصلاح طلب" برای نجات دولت و بیرون کشیدن آن از این بحران اشاره نمود.
در حرکت اعتراضی صدها هزار نفری مردم در روز دو شنبه "اصلاح طلبان" با نشان دادن توانائی خود در کنترل کردن شعارهای آن موج بزرگ انسانی در دایره اعتراض به تقلب در انتخابات و خواست "ابطال" آن، بار دیگر خاصیت ضربه گیری و مفید بودن خود را به حال حفظ نظام اسلامی در کله اصولگرایان و متعصب ترین لایه های آن فرو بردند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خاتمی و بقیه با صراحت اعلام کردند که ماموریت کنترل جمعیت و جلوگیری از"خشونت" و شعارهای رادیکال را در آن راهپیمائی دارند. بدین ترتیب بطور غیر مستقیمی بکاربردن خشونت را از سر نیروهای مزدور بر داشته و متوجه مردمی کردند که برای آزادی و برابری و بیرون کشیدن حق خود با سر دادن شعار به میدان آمده بودند. همزمان با این فرمایشات رسانه های دولتی ایران و بی بی سی و رادیو فرانسه و رادیو فردا برای آرام کردن مردم میلیونی و در وصف محسنات اعتراض مودبانه و سر بزیر و لب فرو بسته بکار افتادند. آقایان میر حسین موسوی و کروبی و خاتمی با علم کردن اینکه "ما مجوز" نداریم ولی در این راهپیمائی شرکت میکنیم، میخواستند نرخ "اپوزسیونی" خود را بالا ببرند، در راس حرکت مردم قرار بگیرند تا تنفر و بیزاری آنها از حکومت مذهبی و قوانین ضد انسانی آن را خنثی کنند. مهار تنفر مردم از نظام اسلامی و کج کردن مسیر خلاصی جوانان از فرهنگ اسلامی از عهده احمدی نژاد بر نمی آید و بعهده بخش دیگر رژیم و میرحسین موسوی و شرکا افتاده است. شرکت میرحسین موسوی و بقیه آقایان "اصلاح طلب"در این حرکت بدونه "مجوز" و سر دادن شعار الله و اکبر در آن از جمله توافقات و دستاوردهای مشترک خامنه ای و احمدی نژاد سپاه پاسداران با این آقایان است. در ظاهر امر اصولگرایان روز یکشنبه را داشتند و "اصلاح طلبان" دوشنبه را و انگار معامله و بده و بستانی بین آنها صورت گرفته است. سرکوب کننده دیروزی که امروز در قدرت نیست وظیفه کنترل خشم مردم را بعهده گرفته و دیگری سرکوب آن را. آیا این دو جناح با این دو خاصییت می توانند بر مردم غالب شوند؟ می توانند رنگ و بوی مذهبی و اعتراض به سبک مذهبی را به جای اعتراض انقلابی بنشانند؟ می توانند خود زنی مذهبی و سکوت را به جای شور انقلابی و رنگ سیاه و عزاداری را به جای رنگ سرخ قرار دهند؟ نباید گذاشت شعار اسلامی الله و اکبر این نماد خون و جنایت در این دولت اسلامی را به جای آزادی زندانیان سیاسی، برابری زن و مرد، پرت کردن حجاب و آزادی پوشش و آزادی تشکل و اعتصاب و اجتماعات قرار دهند.
نکته قابل توجه این استکه، به فاصله یک روز بعد از راهپیمائی "آرام" دوشنبه فاش شد که مردم در این روز 9 کشته و دهها نفر زخمی و صدها نفر دستگیری داده اند. برای خدشه دار نکردن وجه و اعتبار تسکین دهنده آقای میرحسین موسوی و جلوگیری از عکس العمل مردم، این خبر را در روز اعتراض پخش نکردند، گفتند صدای تیر اندازی به گوش رسیده و گویا یک نفر کشته شده است. اما نکته قابل توجه تر این استکه در شب و روز همین تظاهرات "آرام"، نیروهای دولت اسلامی با چماق و شمشیر و ساتور و تبر و قمه و زنجیر و تفنگ ساجمه ای و گاز اشک آور به دانشگاهای ایران حمله کردند. این حمله را سازمان دادند تا جبهه دیگری از نیروی مردم را که سابقه ای پشت سر دارد و هنوز در دانشگاه است، قبل از آمدن به خیابان تار و مار کنند. حمله بدانشگاها از جمله برنامه های حساب شده رژیم برای جلوگیری از پیوستن رادیکالیسم انقلابی دانشگاه به اعتراضات مردم است. دانشجویان در محوطه دانشگاه بودند، به خیابان نیامده بودند و تعدادی حدود ساعت دو و سه بعد از نصفه شب در خواب مورد هجوم قرار گرفتند. دانشگاه را هدفمند می کوبند، به تعطیلی میکشانند تا چپ و کمونیسم را کوبیده باشند و نتواند رنگ خود را به حرکت مردم بزند. بدنبال این ماجرا رژیم توانست دانشگاها را بعنوان یکی از کانون های چپ جامعه در حساس ترین لحظه ها و دوران تاریخی کنونی حاشیه ای کند. در سایه جنجال و تبلیغات حول آن راهپیمائی "آرام" نه نفر را کشتند و بیش از صدها نفر را با تفنگ و قمه و ساتور زخمی و لت و پار کردند. کوی دانشگاه تهران و شیراز و اصفهان و مشهد وکرمانشاه مازنداران تبریز و قزوین و ... را به ویرانه ای تبدیل نمودند. صدها دانشجو را ربودند و نزدیک به تمام دانشگاهای ایران را به تعطیلی کشاندند. رئیس دانشگاه شیراز و بسیاری از اساتید دانشگاها در اعتراض به این وضعیت استعفا داده اند. قرار بر این است که، خبر داغ دستگیری خودیهای رژیم و کاربدستان و معماران این نظام اسلامی را داغ تر کنند، تا دستگیرهای گسترده و وسیع مردم و دانشجویان را در سایه آن پرده پوشی بنماید و همه رسانه ها در این جهت بکار افتاده اند.
مردم در ایران با رژیم کار کشته و پیچده ای روبرویند که در بسیج توده ای و در مقابله با اعتراضات توده ای از طرق گوناگون تجارب زیادی دارد. تنها با قرار دادن خامنه ای و احمدی نژاد و بسیجیان و پاسداران و لباس شخصیها و در یک کلام دیکتاتوری سیاه آنها در پناه اقدامات موسوی و کروبی و شال سبز سیدی می توان تصویر و شناخت کاملی از جمهوری اسلامی بدست آورد. ماشین سرکوب و فریب نظام اسلامی در تقابل با تحرک مردم از دو طرف با تمام ظرفیت اش بکار افتاده است. مادام که مردم صف خود را از این دزدان و آدمکشان حرفه ای سیاه و سبز جدا نکنند میزان هزینه ها و آمار تلفات مردم بسیار بسیار بالا میرود. لازم است شگردهای هر دوجناح را با دقت زیر نظر داشت و با اتکا به تاکتیکهای مناسب آنها را دور زد. باید با دخالت آگاهانه کمونیستها و انسانهای آگاه و مبارز جلو رواج سنت اعتراض آخوندی و اسلامی و سرایت آن به مبارزات مردم را گرفت. امروز پنج شنبه 29 خرداد میرحسین موسوی، راهپیمائی در سکوت، نشستن و عزاداری با لباس سیاه در مساجد و تکایا را بخاطر کشته شدگان اجرا میکند و فردا نوبت مهدی کروبی است که حرکت مردم را به نماز جمعه خامنه ای منتهی کند. این روزها در حرکتهای مردم شاهد بروز چنین مناظر و تصاویر غم انگیز و توطئه گرانه و پر مخاطره ای هستیم که نقشه مند در بوق کرنا میشود تا الگو گردند و مردم را به عقب برانند. همزمان با بالا بردن اعتراض به سبک اسلامی و ارتجاعی آن، شاهد صحنه های شورانگیز و انقلابی از قبیل پرت کردن حجاب اسلامی، مرگ بر دیکتاتور، آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی شه، دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد، توپ تانگ بسیجی دیگر اثر ندارد و غیره هستیم که خبر آنها از طریق مردم و ابتکارات انقلابی انها در جامعه پخش میگردد. فضا علیه اینگونه حرکتها است و رسانه ها تمایلی به پخش آنها ندارند. تقابل بین مردم و دو جناح آن ادامه دارد و هنوز از پس مردم و اسلامی کردن اعتراضات آنها بر نیامده اند. عمق ماجرا فراتر از اینها و برنامه این نظام و جناحهای آن است.
کارگران، زنان، جوانان و مردم مبارز!
خاصیت موسوی و کروبی و خاتمی و بقیه در امکان قدرت گیری آنها و یا ایجاد تغییر در نظام بنفع مردم نیست، بلکه درصحنه نگاهداشتن مردم و به سر دواندن آنها در بین دوجناح حکومتی کار آنها است. خواست "ابطال انتخابات"، تجدید رای گیری در حکومتی که مردم در آن کوچکترین حق انتخاب را ندارند، خواستی بی معنی و بی ربط به مردم و حق انتخاب آنها است. شرکت مردم در انتخابات دور دهم هیچگونه تاثیری بر انتخاب احمدی نژاد و یا انتخاب نشدن بقیه نداشت. مصلحت نظام چند کاندید را جلو مردم گذاشت و همین مصلحت یکی از آنها رئیس جمهور کرد. مسئله این است که به همان میزانی که مردم در این "انتخابات" شرکت کردند، شرکت آنها دستمایه سرکوبگری بیشتر از طرف احمدی نژاد و عوامفریبی از طرف "اصلاح طلبان" گردیده است. احمدی نژاد عربده میکشد که چهل میلیون نفر در رای گیری شرکت کرده اند، شرکت مردم را به معنای تائید نظام و تائید مضحکه انتخاباتی و رئیس جمهور شدن خود قرار داده است. توهم و باور مردم به تغیر نظام و یا بهتر شدن اوضاع از طریق شرکت در برنامه "انتخاباتی" به موسوی و کروبی امکان داده است در مقام ناجی و مدافع مردم به جست وخیز بپردازند. اگر "انتخابات" تحریم کامل میشد شکی نبود هر دو جناح دولت و کلیت رژیم اسلامی در برابر مردم در موقعیت ضعیف تری قرار می گرفتند. نه احمدی نژاد می توانست با این سادگی مردم را "خس و خاشاک" بنامد و نه موسوی می توانست نماد سبز و روشهای اعتراض آخوندی را به مبارزات مردم بزند. مردم نباید اشتباه شرکت در"انتخابات" را با دنباله روی از میرحسین موسوی و مهدی کروبی ادامه دهند. باید با تمام قوا در دل هر حرکت و اعتراض و تجمع کوچک و بزرگی برای برای سد کردن این جهت کوشید.
مردم و انسانهای آگاه و انقلابی!
رویدادهای دوره انتخابات و پس از آن، بر متن و روند عمومی و پایه ای تری استوار است. نقط شروع ماجرا از کشف موسوی و یا از وضع موجود کنونی و حوداث ایندوره و ماجرای "انتخابات" مایه نگرفته است. امید به خلاصی از شر قوانین اسلامی و فرهنگ مذهبی، آزادی پوشش، برابری زن و مرد، آزادی زندانی سیاسی، لغو اعدام و رفاه و آسایش افق سابقه دار و قدیمی در مبارزات و تجربیات مردم در برابر جمهوری اسلامی و جریان دو خردادیهای آن است. پایه های مادی جنبش اعتراضی مردم بر بحران سیاسی و اقتصادی رژیم اسلامی و انزوای بین المللی آن استوار است. امکان گذر مردم از دو خرداد و پشت سر نهادن شال سبز سیدی هست و باید برای آن تلاش ادامه دار و پیگیرانه کرد. شکی در این نیست که رژیم اسلامی با این مشخصات باقی نخواهد ماند و این رژیم رفتنی است. تا همین جا این تحولات تاثیرات عمیقی بر جامعه و مردم و رژیم و جناحهای آن گذاشته است، دوخرداد و اصولگرایان را به موقعیت ضعیف تری به نسبت گذشته سوق داده است.
در صورتیکه مردم نتوانند صف خود را از جناح دوخردادیها و اصولگرایان بطور قطعی و کامل جدا کنند، خطر تحمیل عقب گرد به جامعه و امکان جنگ و رقابت و تصفیه های خونین بین جناحها و براه انداختن موج کشتار فعالین چپ و کمونیست ها بسیار زیاد است. امکان اینکه هر آیت الله و فرمانده سپاه و بسیج و مرتجعی در رقابت با هم برای جلب نیروهای مذهبی و قومی و جریانات فرقه ای در سطح ایران تلاش بنمایند و به جان مردم بیفتند بیشتر شده است. در هم چون وضعی نیروهای ناسیونالیست ایرانی می توانند وارد گود شوند و بر خرابی اوضاع د بیفزایند. دوره کنونی مقطعی و گذرا است، روزهای دیگری با حوادث گوناگون و افت و خیز هایش در راه است. باید برای دخالت در تغییر مسیر حوادث به نفع مردم در دل همین رویداد ها فداکارانه و بطور مستمر بکوشیم.
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد مبارزات آزادیخواهانه مردم
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری








0 نظرات:
ارسال یک نظر
برای ارسال نظر : بعد از نوشتن نظرتان در انتخاب نمایه یک گزینه را انتخاب کنید در صورتی که نمیخواهید مشخصات تان درج شود " ناشناس" را انتخاب نموده و نظر را ارسال کنید در صورت مواجه شدن با پیغام خطا دوباره بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
مطالبی که حاوی کلمات رکيک و توهين آمیز باشد درج نميشوند.